مرتضى راوندى

425

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در اختيار مأمورين دولت قرار دهند . نتيجهء اين سياست اقتصادى ، اين شد كه جمع كثيرى از روستاييان فقير مهاجرت كردند ، فعاليتهاى يدى پيشه‌وران تقليل كلى يافت ، بازرگانى دچار ركود گرديد . كم شدن بازوان كارگرى و تقليل عمدهء ماليات‌دهندگان ، دولت شاه سلطان - حسين را وادار كرد تا كشاورزان را مجبور كند كه از محل كار خود خارج نشوند . انحطاط اقتصادى نه‌تنها به درآمد دولت لطمهء كلى زد بلكه فئودالها را به ورشكستگى كشانيد . شيخ محمد على حزين ، كه املاك موروثى پدرش در گيلان بود ، مىنويسد كه درآمد املاك ما بقدرى تقليل يافت « كه عوايد ساليانه به خرج يك ماه هم نمىرسيد » محصول سياست كلى دولت اين شد كه فئودالها نيز كوشيدند از آن دولت جدا شوند . به نظر محققان شوروى : « انحطاط عمومى اقتصادى ايران از آغاز قرن دوازدهم ، انحطاط سياسى را به‌دنبال داشت . شاه سلطان حسين پادشاهى بيخرد ، ضعيف النفس ، بىشخصيت و بىاستعداد بود . ولى البته به‌طورى كه برخى از دانشمندان غرب ( مانند ملكم و ادوارد براون و لكهارت ) پنداشته‌اند ، تنها ضعف و اشتباهات او علت اصلى انقراض دولت صفوى نبود بلكه خرابى عمومى وضع اقتصاد و معيشت ، و تشديد تضادهاى داخلى طبقهء زمامدار و بالنتيجه پاشيدگى و فساد كلى دستگاه دولتى باعث اضمحلال آن دولت گرديد . ضعف عقل شاه سلطان حسين و اطرافيان او فقط جريان فساد و تلاشى مقامات قدرت مركزى را روشنتر نمايان ساخت . « آرتمى ولينسكى » سفير روس در يادداشتهاى روزانهء خويش ، دربارهء شاه سلطان حسين چنين مىنويسد : « . . . حتى ميان عوام الناس نيز چنين ابلهى كمتر يافت مىشود تا چه رسد ميان تاجداران . » بدين‌سبب ، در هيچ كارى مداخله نمىفرمايد و تمام امور را به اعتماد الدولهء خود ( اعتماد الدوله لقب صدراعظم بود ) كه از هر چارپايى ابلهتر است ، محول مىسازد . اين شخص به‌قدرى در نظر شاه مقرب است كه چشم شاه به دهان ، اوست و هرچه بگويد همان است و بس . به اين سبب اينجا از شاه كمتر ياد مىكنند فقط نام او بر سر زبانهاست . . . » سقوط تجارت خارجى در حدود سال 1670 م . ( 1081 ه . ) محسوس گشت . به گفتهء شاردن ، در شش هفت سال اول حكومت شاه سليمان ، درآمد گمركات در بندر عباس و كنگ ( نزديك هرمز ) بين 400 هزار و 500 هزار ليور ( تقريبا از 910 تا 1100 تومان ) نوسان مىكرد ، و حال آنكه در عهد شاه عباس دوم ، عوايد مزبور به 000 ، 100 ، 1 ليور ( 2444 تومان ) بالغ مىگشت . علل انحطاط تجارت خارجى به قرار زير بود : افتادن تجارت ايران با كرانهء اقيانوس هند به‌دست تجار هلندى و هندى ، و تقليل حمل كالاى ترانزيتى از جاده‌هاى كاروانى ايران . در طى قرن يازدهم هجرى ، كشورهاى اروپايى با راه دريايى اروپا به هندوستان از طريق دماغهء اميد ، و دور افريقا كه در سال 1498 م . ( 904 ه . ) كشف شده بود ، كاملا آشنا شدند . در نتيجه اهميت جاده‌هاى برى كاروانرو ، طى قرن يازدهم روزبه‌روز كاهش يافت و نقش ميانجيگرى ايران در تجارت نيز تقليل پيدا كرد . « 355 »

--> ( 355 ) . همان ، ص 11 - 610 .